على قاضى عسكر
89
تخريب و بازسازى بقيع به روايت اسناد (فارسى)
نهاده ، با قاصد مخصوص به مدينه فرستادم . روز بعد جواب رسيد كه با نهايت شادى و افتخار منتظر هستند . لهذا با پنج نفر سوار و ده نفر پياده از قشون سلطان حركت كردم ، در همان محل معيّن ، يك نفر مهماندار با يك درشكه و شش - هفت نفر سوار مسلّح حاضر بوده مرا تسليم گرفتند و رييس سواران سلطان هم ورقهء كتبى از بنده گرفتند كه مرا به سلامت تحويل دهند . از آنجا به سمت مدينهء منوره رهسپار شديم ، در خارج از دروازه ، بهقدر پانصد نفر قشون و صاحب منصبهاى لشكرى و كشورى و امير مدينه شريف احمدبن منصور و جمع زيادى از اهالى استقبال شايانى نمودند و همچنين روز عودت به همين ترتيب مشايعت كردند . بعد از ورود و استحمام به زيارت حرم مقدس مطاف ملأ اعلى ، مرقد مطهر حضرت خاتمالانبياء - عليه آلاف التحية و الثناء - مشرف شدم ، روحانيتى كه در آن مقام مقدس دست مىدهد ، از وصف خارج است . به محض عتبهبوسى ، زحمات و خستگى راه بهكلّى نابود شد . خداوند سر سودن به اين آستان ملايك پاسبان را نصيب حضرت اشرف و جميع دوستان فرمايد ! سه روز در مدينه توقف نمودم . روز دوم به قصد بازديد قبّهء مطهر ، با عزّتپاشا حاكم لشكر شهر و ميهماندار جناب سيد عمران تاجر شيعى عراقى و متولىباشى حرم مطهر داخل حرم شديم . بعد از اداى فريضهء زيارت و عتبهبوسى ، آغاباشى ؛ يعنى خادم باشى